تبلیغات
خاطرات چهار دانشجو - یاسر
خاطرات چهار دانشجو
تیراختوری ائل ایستر.........شرفلی میللت ایستر......
یکشنبه 15 آذر 1388

یاسر

یکشنبه 15 آذر 1388

نوع مطلب :

سلام......نامردا سرعت اینترنت و اینقدر آوردن پایین كه دو ساعت طول كشید تا این مطلبو آپ كنم...فردا روز دانشجو هستش فقط اومدم یه چن تا تبریك بگم و ...

روز دانشجو مبارك

روز باتوم مبارك

روز گلوله مبارك

حتما فردا شهر ما میشه یه زندان عمومی...مردم روز زندان مبارك............

روز ترس خدا نشناسها مبارك

روز بگیر و ببند مبارك

روز بدبختی دانشجو ها مبارك

روز تعلیق یا محروم از تحصیل شدن مبارك

روز نمایش دیكتاتور ها مبارك..............

روز........................................

مبارك.................................

فردا روز 16 آذره ..................روز دانشجو

یه روز سبز ....................

روز داد كشیدن....خدایا كمكمون كن.....................




caridadmouldin.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 07:37 ب.ظ
I visited multiple web pages however the audio feature for audio songs existing at this site is genuinely wonderful.
foot pain getting out of bed
سه شنبه 13 تیر 1396 02:43 ب.ظ
Since the admin of this web site is working, no hesitation very quickly it will be well-known, due to its quality contents.
foot pain essential oil
دوشنبه 5 تیر 1396 12:03 ب.ظ
Thanks for finally talking about >خاطرات چهار دانشجو - یاسر <Loved it!
ameblo.jp
چهارشنبه 3 خرداد 1396 05:56 ب.ظ
Way cool! Some very valid points! I appreciate you writing this article and also the rest of the website is extremely
good.
راحیل
دوشنبه 7 دی 1388 06:15 ب.ظ
(....من دلم گرفته جرا ما نمیتونیم هیچ كاری بكنیم؟؟؟؟من وقتی به دور و برم نیگا میكنم میبینم اكثر جامعه هم فكر ما هستن ولی در عمل ما هیچ كاری نمیتونیم بكنیم...من خسته شدم از این همه دروغ و بدبختی.....من خسته شدم از این كشور جهان سومی من میخوام برم ولی نمیتونم من اینجا دیگه دارم عذاب میكشم ....آخه تا كی؟؟؟؟؟؟؟من دیگه نمیتونم این همه ظلم رو تحمل كنم......قدرت چشم بعضیا رو كور كرده...آخه مگه میشه ما نتونیم یه مراسم برا یه مرجع تقلید بگیریم؟؟؟؟؟؟آخه مگه دین هم انقدر سیاسی میشه؟؟؟؟؟من دیگه حوصله این همه خفقان رو ندارم به خداااااااااااااااااااااااااا................................)
وقتی یه چیزی حرف دله..باید زده بشه..حتی اگه کسی نخونه..منم گاهی خسته می شم و فکر می کنم خدا خوابه اما بعد می گم شاید هم مارو با عیوب اشتباه گرفته..اما ما کجا و عیوب کجا............
سبز باشی
راحیل
پنجشنبه 26 آذر 1388 07:18 ب.ظ
سلام و درود بر تو دوست گل.. دوست دارم حتما مطلب جدیدم رو بخونی و نظرتون رو بدونم..
البته اگه ممکنه
سبز باشی
راحیل
دوشنبه 23 آذر 1388 07:43 ب.ظ
سلام...خوبی..؟
راستی سبز باشی
بانوی ماه و اب ( مینا )
شنبه 21 آذر 1388 02:41 ب.ظ
سلام پسرای گلم . خیلی وقته ازتون خبر ندارم . چند بار امدم وبلاگتون سر زدم ولی وقت این که براتون نظر بزارم رو نداشتم .

یه چیزی ... منو یادتونه ؟
راحیل
دوشنبه 16 آذر 1388 11:29 ق.ظ
سلام و درود بر تو که با تمام این سرعت کم باز هم هستی و....
روز زخم و گلوله مبارک...روز زندان تاریک..روز چشم های بسته...
سبز باشی
دوباره زندگی...
یکشنبه 15 آذر 1388 11:18 ب.ظ
خوشحالینا...شما حتی تو شعاراتونم اتحاد ندارین!
میتونی با جرئت بگی جمهوری ایرانی شعار همه ی جنبش سبزه؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر